Medical Oral Thermometer for Fever, Body Temperature Fast Reading Oral Rectal Underarm Thermometer for Children Kids Adults & Babies

  • 💕Fast and Accurate Reading: Fast measurement, normally is 20 seconds. This thermometer is clinically accurate with high precision.
  • 💕Wide Range of Use:Works for orally,rectally and in armpit. It is suitable for all ages, babies, children, adults and pets to measure temperature.
  • 💕Indicator: When the measured value is lower than 32 degree, the display shows L; If higher than 42 degree, it shows H. With memory function, auto display the last measured value after power on, help you easily track the fevers progress.
  • 💕Auto Power Off: The thermometer has an automatic shutdown function. If no action is taken,it will shut down after 10 mins .But in order to extend the battery life, it is recommended to turn off the power timely after measurement.
  • 💕Satisfactory Service: From the date of receipt, we provide 1-year service for quality-related issues.

نگاهی به مشخصات گوشی هواوی نووا 7i


گوشی‌های سری نووا هواوی، میان‌رده‌هایی خوش قیمت محسوب می‌شوند که برخی از امکانات مدل‌های پرچمدار را نیز به ارث برده‌اند. نووا 7i یکی از جدیدترین گوشی‌های این سری است که به زودی روانه بازار کشور می‌شود.

هواوی نووا 7i (بررسی دیجیاتو) از نظر توان سخت‌افزاری و نیز شارژدهی باتری فراتر از میان‌رده‌های معمول بازار است و در عین حال دوربین خوبی هم دارد. این گوشی به نمایشگر ۶.۴ اینچی IPS مجهز شده و نسبت نمایشگر به بدنه هم ۸۳.۵ درصد است. هواوی برای این میان‌رده چیپست کرین ۸۱۰ در کنار ۸ گیگابایت رم را در نظر گرفته است. علاوه بر این ۱۲۸ گیگابایت حافظه داخلی، خیال کاربر از بابت فضای ذخیره سازی را راحت می‌کند. باتری ۴۲۰۰ میلی‌آمپر ساعتی گوشی هم به لطف شارژ سریع ۴۰ واتی در عرض ۳۰ دقیقه تا ۷۰ درصد شارژ می‌شود.

اما دوربین یکی از مهم‌ترین مزایای این گوشی است. نووا 7i در کل ۵ دوربین دارد که شامل ماژول دوربین پشتی ۴ گانه و دوربین سلفی تکی می‌شود. دوربین اصلی پشتی حسگری ۴۸ مگاپیکسلی دارد که با دوربین‌های فوق عریض ۸ مگاپیکسلی، ماکرو ۲ مگاپیکسلی و یک حسگر عمق سنج ۲ مگاپیکسلی همراه شده است. در تجربه‌ای که در کار با دوربین این گوشی داشتیم عملکرد دوربین اصلی را در بین بهترین میان‌رده‌های بازار ارزیابی کردیم؛ البته عملکرد سه دوربین دیگر نسبت به دوربین اصلی در سطح پایین‌تری قرار می‌گیرد و دوربین سلفی هم عکس‌های قابل قبولی ثبت می‌کند.

علاوه بر این باید این موضوع را هم در نظر داشته باشید که این گوشی از سرویس‌های گوگل بی بهره است و در عوض هواوی، سرویس موبایل خود به نام HMS را برای نووا 7i در نظر گرفته است. در مطلب ویژه دیجیاتو می‌توانید جزئیات سازگاری اپلیکیشن‌های مختلف با HMS را مطالعه کنید. همچنین پیش از این در مطلبی جداگانه به بررسی توان سخت‌افزاری چیپست کرین ۸۱۰ پرداخته‌ایم.

مروری بر تاریخچه سیستم تهویه مطبوع؛ از کارخانه کاغذسازی تا داشبورد خودروها


سیستم تهویه مطبوع یکی از امکانات پایه و بنیادین خودروهای امروزی است. این سیستم در ابتدا ساختار و کارکرد ساده‌ای داشت، اما به لطف فناوری‌های دیجیتال اکنون پیچیده‌تر شده و خیلی بهتر می‌تواند سرنشینان خودرو را در رسیدن به دمای مطلوب کابین یاری کند.

ایده استفاده از سیستم تهویه مطبوع در خودروها برای اولین بار در دهه 40 میلادی و توسط شرکت‌های آمریکایی مطرح شد. در آن دوران عمدتا از یک محفظه که روی بدنه خودرو قرار داشت، برای خنک‌سازی کابین استفاده می‌شد. عملکرد این محفظه مشابه کولرهای آبی بود و جریان هوا با عبور از داخل آن خنک شده و سپس به درون کابین راه پیدا می‌کرد.

شاید بدانید که ایده اولیه خنک‌سازی جریان هوا با استفاده از قطرات و بخار آب ریشه در مصر باستان دارد. در آن زمان مصری‌ها برای تهویه اتاق فرمانروایان خود مجراهایی را طراحی کرده بودند که هوای عبوری از داخل آنها در معرض آب قرار گرفته و خنک می‌شد.

اما نکته بسیار جالب اینکه دلیل اصلی توسعه سیستم تهویه مطبوع، نه افزایش راحتی و آسایش سرنشینان داخل کابین خودروها یا افراد حاضر در منزل، بلکه مشکل پیش آمده برای یکی از شرکت‌های فعال در صنعت کاغذ و چاپ بود.

شرکت لیتوگرافی و چاپ سَکت و ویلهلمز (Sackett & Wilhelms Lithography & Printing Company – به اختصار S&W) که مقر آن در نیویورک قرار داشت، در اوایل قرن بیستم به مشکلی عجیب با کاغذهای خود برخورد کرده بود. کاغذهای این شرکت با تغییر رطوبت در چاپخانه‌ها، تغییر اندازه می‌دادند و این مساله برای S&W مشکلاتی جدی به وجود می‌آورد. این شرکت در زمینه چاپ پوسترهای رنگی فعالیت داشت. در آن مقطع هر کدام از رنگ‌ها باید جداگانه به پوسترها و اسناد اضافه می‌شدند. در حالت عادی این کار به خوبی پیش می‌رفت، اما مشکل زمانی پدیدار می‌شد که ابعاد کاغذها به دلیل رطوبت تغییر پیدا کرده و کیفیت نهایی بسیار بد از آب در می‌آمد.

یکی از تصاویر چاپ شده توسط شرکت S&W

این امر در نهایت به افت کیفیت، تاخیر در تولید و افزایش بی‌رویه ضایعات S&W منجر شد. برای مقابله با شرایط بد حاکم، S&W از فردی به نام ویلیس کریر (Willis Carrier) که برای شرکت Buffalo Forge Works کار می‌کرد، درخواست کمک نمود. با راهکارهای کریر و بهره‌گیری از تکنولوژی‌های موجود، مهندسین توانستند کنترل دمای هوا را در اختیار گرفته و رطوبت را تا اندازه‌ای تنظیم کنند، اما تنظیم دقیق آنها به ویژه رطوبت هنوز میسر نبود.

آقای کریر سیم‌پیچ‌هایی را طراحی و تولید کرد که می‌توانستند میزان دمای هوا و رطوبت را به طور دقیق تنظیم کنند. نتیجه تلاش‌های این مخترع کم نام و نشان باعث تولید اولین سیستم تهویه مطبوع برقی شد و در اوایل سال 1903، شرکت S&W به استفاده از نمونه‌های اولیه رو آورد.

به لطف سیستم تهویه ابداعی آقای کریر، S&W موفق شد رطوبت کارخانه را در میزان ثابت 55 درصد حفظ کرده و از تغییر ابعاد کاغذها جلوگیری کند. خنک‌سازی سیستم مذکور به استفاده از روزانه حدود 5 تن یخ تشبیه شده بود.

آقای ویلیس کریر در سال 1915

سیستم تهویه مطبوع اختراع شده توسط ویلیس کریر به تدریج در سایر ساختمان‌های عمومی نیز راه به کار گرفته شد. وقتی عموم مردم با این تکنولوژی و عملکرد مثبتش آشنا شدند، به ستایش آن پرداختند و اینگونه بود که سیستم تهویه به یک ابزار لوکس و پرطرفدار تبدیل شد.

با پیشرفت تدریجی و راحت‌تر شدن نحوه استفاده، بخش‌های بیشتری – به ویژه در جنوب غرب آمریکا – نسبت به خریداری سیستم تهویه اقدام کردند و افزایش تقاضا سبب رشد بازار این وسیله نوظهور شد.

در دهه 30 میلادی شرکت C&C Kelvinator که در زمینه تولید تجهیزات سردکننده فعالیت می‌کرد، به فکر ساخت سیستم تهویه مطبوع برای خودروها افتاد. سیستم طراحی شده توسط این شرکت دارای یک کمپرسور بزرگ بود و در پشت خودروها نصب می‌شد. ابعاد نامتعارف، پیچیدگی و قیمت بالا سه ایراد اصلی سیستم تهویه مطبوع C&C Kelvinator بودند که مانع استقبال بالا از آن شدند.

پس از C&C Kelvinator نوبت به جنرال موتورز رسید تا با برند کادیلاک سیستم تهویه مطبوع را به جهان خودرو بیاورد. همزمان با این شرکت بزرگ، پاکارد نیز که رقابت نزدیکی با کادیلاک داشت، وارد عرصه شد. اواخر سال 1939 این پاکارد بود که گوی سبقت را از جنرال موتورز ربود و با مدل 180 اولین سیستم تهویه مطبوع کارخانه‌ای برای یک خودرو را معرفی کرد.

وظیفه ساخت سیستم تهویه اختصاصی پاکارد 180 به کمپانی بیشاپ اند ببکاک (Bishop and Babcock) سپرده شده بود. سیستم تولیدی این کمپانی در سال 1939 قیمتی برابر با 274 دلار داشت که معادل 5 هزار دلار یا 4 هزار پوند در زمان حال می‌شود. علی‌رغم قیمت بالا، حدود دو هزار دستگاه از محصولات پاکارد با سیستم تهویه مطبوع به فروش رسیدند.

از نظر مکانیسم، سیستم تهویه نصب شده در پاکارد 180 مشابه سیستم‌های امروزی بود. این سیستم شامل کمپرسور، تقطیرکننده، تبخیرکننده و خشک‌کن می‌شد و تنها دارای یک دکمه کنترلی آن هم برای تنظیم سرعت گردش فن بود. در پاکارد 180 امکان تنظیم دما وجود نداشت و اگر راننده می‌خواست سیستم تهویه را خاموش کند، باید به طور دستی تسمه کمپرسور را جدا می‌کرد، چرا که خبری از سیستم کلاچ هم نبود.

هر چند به خاطر پیچیدگی و نصب در قسمت عقب، استفاده از سیستم تهویه مطبوع در خودروها پس از 1941 کنار گذاشته شد، اما همه به اثربخشی و مفید بودن آن اذعان داشتند. از این رو با پایان جنگ جهانی و پیشرفت تکنولوژی سایر خودروسازان سعی کردند نمونه‌هایی بهتر توسعه دهند.

در سال 1953 سه شرکت جنرال موتورز، کرایسلر و پاکارد سیستم تهویه مطبوع ارتقایافته‌تری را رونمایی کردند. با وجود این در سال 1954 شرکت نَش (Nash) با رونمایی از مدل امباسادور گامی بزرگ در این راستا برداشت. سیستم تهویه مطبوع این خودرو به موتور متصل بود و عملکرد مطلوب‌تری ارائه می‌کرد. این شرکت در سال 1937 با کمپانی Kelvinator ادغام شده بود، به همین جهت نتیجه همفکری آنها کارایی بهتری داشت. همانطور که اشاره کردیم Kelvinator در حوزه لوازم خانگی و تولید یخچال فریزر فعالیت می‌نمود.

تاریخچه سیستم تهویه مطبوع

در ادامه شرکت نش سیستم تهویه کوچک‌تری را با وزن 60 کیلوگرم و مجهز به کلاچ معرفی کرد. وزن این سیستم که All-Weather Eye نام داشت، تقریبا نصف سیستم‌های مشابه بود و می‌توان آن را جد اصلی سیستم‌های بعدی دانست.

در سال 1964 کادیلاک برخی از محصولات خود از جمله دویل را به سیستم پیشرفته‌ای به نام Comfort Control مجهز کرد. مثل سیستم‌های امروزی، تنها کاری که راننده دویل باید انجام می‌داد، انتخاب دمای مطلوب بود و پس از آن سیستم تهویه به صورت اتوماتیک دمای کابین را در درجه انتخاب شده حفظ می‌کرد.

با افزایش رقابت جهت بهبود آسایش و تجربه سرنشینان، قیمت سیستم تهویه مطبوع به مرور کاهش یافت و اینک از آن حالت انحصاری و لوکس بودن کاملا فاصله گرفته است، طوری که در اکثر کشورها پیدا کردن مدلی نو بدون سیستم تهویه، ماموریتی تقریبا غیر ممکن به نظر می‌رسد.

بهره هوشی یا تطبیق‌پذیری، کدام‌یک برای پیشرفت شغلی مهم‌تر است؟


در گذشته‌های نه‌چندان دور، اگر می‌خواستید توانایی یک فرد در بالا رفتن از نردبان‌های ترقی در حوزه کاری را بسنجید، از او می‌خواستید که یک تست آی‌کیو (بهره هوشی) پشت سر بگذارد. برای سالیان متمادی، این ذهنیت وجود داشت که تست آی‌کیو -که حافظه، تفکر تحلیلی و توانایی‌های ریاضیاتی را می‌سنجد- بهترین راه برای پیش‌بینی ابعاد مختلف شغل آتی شخص است.

مدتی بعد توجه‌ها به EQ یا هوش عاطفی جلب شد که مجموعه‌ای از مهارت‌های ارتباطی، قانون‌گذاری‌های شخصی و روابط بین فردی را شامل می شود. EQ اکنون به عنوان مجموعه‌ای از ابزارها در نظر گرفته می‌شود که نقشی اساسی در موفقیت در ابعاد مختلف زندگی ایفا می‌کنند.

آی‌کیو و EQ فاکتورهایی مهم برای موفقیت شغلی تلقی می‌شوند، اما امروز و درحالی‌که تکنولوژی دارد چگونگی کار کردن ما را از نو تعریف می‌کند، مهارت‌هایی که برای رسیدن به موفقیت در بازار شغلی نیاز داریم نیز در حال تکامل هستند. اینجاست که AQ یا «بهره تطبیق‌پذیری» وارد میدان می‌شود؛ مجموعه‌ای از کیفیت‌های مختلف که تعیین می‌کنند در محیطی که به سرعت و مداوم تغییر می‌کند، چقدر قادر به تغییر مسیر و تطبیق دادن خودمان هستیم.

«آی‌کیو کمینه چیزیست که برای دستیابی به یک شغل به آن نیاز دارید، اما بهره تطبیق‌پذیری نشان می‌دهد که به مرور زمان چقدر موفق خواهید بود». این را ناتالی فراتو، نایب رییس گلدمن ساکس می‌گوید که هنگام سرمایه‌گذاری روی چندین استارتاپ حوزه تکنولوژی، به بهره تطبیق‌پذیری علاقه‌مند شد. بعد از این ماجرا، او یک تد تاک محبوب راجع به این موضوع نیز داشته.

فراتو می‌گوید که بهره تطبیق‌پذیری صرفا ظرفیت دریافت اطلاعات تازه نیست و توانایی کار روی چیزی که بیشترین بازدهی را دارد، کنار گذاشتن آموزه‌های کهنه، فائق آمدن بر چالش‌ها و تلاشی خودآگاهانه برای تغییر را شامل می‌شود. بهره تطبیق‌پذیری راجع به انعطاف‌پذیری، کنجکاوی، شجاعت، ارتجاع و مهارت‌های حل مسئله نیز هست.

حال سوال این است که همین‌طور که جوامع تغییر می‌کنند، آیا بهره تطبیق‌پذیری از آی‌کیو برای رسیدن به موفقیت شغلی مهم‌تر خواهد بود؟

وفق یافتن

ایمی ادموندسون، پروفسور مدیریت در مدرسه تجاری هاروارد می‌گوید که به خاطر سرعت کمرشکن تغییرات در محیط کاری است که بهره تطبیق‌پذیری ارزشمندتر از بهره هوشی به حساب می‌آید.

تکنولوژی نحوه پیش‌برد برخی مشاغل را به شکل چشمگیری تغییر داده و این اختلال در عملکرد همچنان ادامه خواهد داشت. طی سه سال پیش رو، ۱۲۰ میلیون نفر در ۱۲ کشور برتر جهان از لحاظ اقتصادی، باید مهارت‌هایی کاملا تازه بیاموزند تا مشاغل خود را به خاطر اتوماسیون از دست ندهند.

دیو کاپلین، مدیرعامل The Envisioners که یک شرکت مشاوره تکنولوژیک در بریتانیا است می‌گوید: «هر شغلی که شامل یافتن الگوهایی خاص در اطلاعات باشد -از وکلایی که مستندات حقوقی را بررسی می‌کنند تا پزشکانی که به تشخیص بیماری در مراجعین می‌پردازند- به راحتی می‌تواند اتومات شود.» این بدان خاطر است که الگوریتم‌های کامپیوتری، همان وظایف را به شکلی سریع‌تر و دقیق‌تر از انسان انجام می‌دهند.

برای جلوگیری از بی‌کاری، کارگرانی که به این مشاغل روی آورده‌اند باید مهارت‌هایی تازه مانند خلاقیت در حل کردن چالش‌های تازه و استفاده از شهود انسانی برای دریافت اطلاعات تازه از ماشین‌ها را در خود پرورش دهند. «اگر یک الگوریتم بتواند ۳۰ درصد وظایفی که من قبلا انجام داده‌ام را انجام دهد، من چه کاری می‌توانم با این ظرفیت اضافه انجام دهم؟ برنده‌ها افرادی خواهند بود که تصمیم به انجام کارهایی بگیرند که الگوریتم‌ها نمی‌توانند».

ادموندسون می‌گوید هر شغلی نیازمند تطبیق‌پذیری و انعطاف‌پذیری است، از کارهای بانکی گرفته تا هنر. بیایید فرض کنیم شما یک حسابدار هستید. بهره‌ هوشی‌تان باعث می‌شود که در آزمون‌های شغلی موفق باشید و بعد هوش عاطفی باعث می‌شود که ارتباطی سازنده با مصاحبه‌کننده برقرار کنید، شغل مد نظرتان را به دست آورید و روابطی تازه با مشتریان و همکاران شکل دهید. بعد، زمانی که سیستم‌ها تغییر می‌کنند و برخی از حوزه‌های شغلی‌تان اتومات می‌شوند، تطبیق‌پذیری است که به شما در نوآوری و سازگار کردن خودتان با رویه جدید شغلی کمک می‌کند.

ادموندسون می‌گوید هر سه بهره مهم بوده، یکدیگر را به تکامل می‌رسانند و همگی به شما کمک می‌کنند که مشکلات را حل کرده و در نتیجه، تطبیق بیابید. یک کاندیدای شغلی ایده‌آل، هر سه فاکتور را دارد. اما این چیزی نیست که در تمام افراد یافت شود. داشتن بهره هوشی بالا اما ضعف در تطبیق‌پذیری باعث می‌شود که در یافتن راه‌های تازه در شغل‌تان با استفاده از مهارت‌های قبلی به مشکل بخورید.

طرح پرسش «چه می‌شود اگر؟»

بهره تطبیق پذیری

بهره تطبیق‌پذیری اکنون در کشورهای پیشرفته به یکی از فاکتورهای استخدام نیروی کاری تبدیل شده. بنابر تحقیقات شرکت آی‌بی‌ام، ۵۶۷۰ مدیر ارشد در سراسر جهان، مهارت‌های رفتاری را به عنوان «مهم‌ترین فاکتور برای نیروی کاری امروزی» دسته‌بندی کرده‌اند و از میان این مهارت‌ها، «تمایل به انعطاف‌پذیری و تطبیق‌پذیری به هنگام تغییر» بیشترین اهمیت را برای آن‌ها دارند.

ویل گاسلینگ، مشاور شرکت بریتانیایی Deloitte می‌گوید که هیچ متد دقیقی برای اندازه‌گیری میزان تطبیق‌پذیری (مانند یک تست آی‌کیو) وجود ندارد، اما کمپانی‌های مختلف حالا بیش از پیش به ارزش بهره تطبیق‌پذیری پی برده‌اند و رویه‌های استخدام نیروی خود را به گونه‌ای تغییر داده‌اند که بهتر قادر به تشخیص افراد دارای این مهارت باشند.

Deloitte شروع به استفاده از شبیه‌سازی‌هایی آنلاین کرده تا میزان تطبیق نیروهای احتمالی خود با چالش‌های محیط کار را بسنجند. یکی از آزمون‌های کمپانی از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که یک راه برای ترغیب همکاران مردد به پیوستن به تیمی دیگر در شرکت انتخاب کنند. Deloitte ضمنا به دنبال استخدام افرادیست که نشان داده‌اند می‌توانند در حوزه‌ها، صنایع و مناطق مختلف به کار خود ادامه دهند. گاسلینگ می‌گوید این معیارها «اثبات می‌کنند که شخص بسیار چابک بوده و به سرعت یاد می‌گیرد».

فراتو از گلدمن ساکس هم سه راه برای تشخیص بهره تطبیق‌پذیری در نیروهای کاری احتمالی دارد: اینکه کارمندان بتوانند با طرح پرسش «چه می‌شود اگر»، ورژن‌هایی مختلف از آینده را متصور شوند، اینکه بتوانند آموخته‌های قبلی را هنگام مواجهه با یک چالش کنار بگذارند و اینکه از اکتشاف و دستیابی به تجارب تازه لذت ببرند.

او خود می‌گوید که این یک راه حل غایی برای شناسایی بهره تطبیق‌پذیری نیست، اما کارفرمایان باید چنین سوالاتی را مطرح کنند تا شواهد تطبیق‌پذیری را در کاندیداها بیابند. او به صورت خاص، این کار را به موسسین استارتاپ‌ها پیشنهاد می‌کند. «استارتاپ‌ها نوعی روند تکاملی را پشت سر می‌گذارند. اینطور نیست که موسس توضیحاتی دقیق برای یک شغل داشته باشد، آن‌ها به لیستی شامل ۳۰ الی ۵۰ مهارت نیاز دارند تا به موفقیت برسند».

ماموریتی خطیر

نکته خوب راجع به بهره تطبیق‌پذیری -حتی اگر نتوانید آن را اندازه‌گیری کنید- اینست که به گفته متخصصین، می‌توان آن را در خود پرورش داد. پنی لوکاسو، موسس استرالیایی BKindred -یک کمپانی آموزشی که به مردم کمک می‌کند به تطبیق پذیری بیشتر دست یابند- می‌گوید برخی از افراد ذاتا کنجکاوتر و شجاع‌تر هستند و به همین خاطر، تطبیق‌پذیری بهتری نسبت به دیگران از خود نشان می‌دهند. «اما اگر شخص سعی به خروج از حاشیه امن خود نکند، تطبیق‌پذیری‌ای که با آن زاده شده‌اید به مرور زمان کاهش می‌یابد».

او برای بهبود تطبیق پذیری، سه راهکار پیشنهاد می‌کند: نخست باید حواس‌پرتی‌ها را کم کرد و تمرکز کردن را یاد گرفت تا آنچه باید با آن تطبیق یابید شناسایی شود. بعد باید سوالات و خواسته‌هایی را مطرح کنید که معمولا با آن‌ها راحت نیستید، مانند درخواست افزایش درآمد. به این ترتیب شجاعت بیشتری در خود خواهید یافت. در آخر باید راجع به چیزهایی که ذهن‌تان را به خود درگیر می‌کنند کنجکاو باشید و به جای سرچ در گوگل برای رسیدن به پاسخ، درباره آن‌ها مکالمه کنید. به گفته او گوگل باعث می‌شود «ذهن ما تنبل شود» و دیگر قادر به حل چالش‌های دشوار نباشد.

اوتو شارمر، یکی از سخنرانان ارشد انستیتوی ام‌آی‌تی که کتابی راجع آنچه می‌توان از آینده آموخت نوشته، متدهای دیگری را پیشنهاد می‌کند. او در یک تد تاک به مردم پیشنهاد کرده که از فرصت‌های تازه استقبال کنند، سعی کنند وضعیتی خاص را از نگاه شخصی دیگر ببینند و غرور خود را کاهش دهند تا در مواجهه با ناشناخته‌ها احساس راحتی بیشتری داشته باشند.

یک چیز که به طور یقین می‌دانیم اینست که محیط‌های کاری در آینده کارکردی متفاوت با امروز خواهند داشت. بسیاری از ما ممکن است با این تغییرات راحت نباشیم، اما می‌توانیم خودمان را برای آن‌ها آماده کنیم. همانطور که ادموندسون می‌گوید: «یاد گرفتن یادگیری، ماموریتی خطیر است. توانایی یاد گرفتن، تغییر کردن،‌ رشدن کردن و آزمون و خطا از هر چیز دیگری مهم‌تر خواهد بود».

اپ گیمینگ فیسبوک برای iOS منتشر شد، اما بدون بازی


فیسبوک اپلیکیشن Facebook Gaming را برای iOS منتشر کرد، اما به دلیل قوانین اپ استور مجبور شد آن را بدون بازی روانه این فروشگاه کند.

فیسبوک سرانجام اپ Facebook Gaming را برای iOS منتشر کرد. البته این شرکت برای عبور از پروسه سخت تأییدیه اپ استور مجبور شد آن را به شکل ناقص و بدون بازی منتشر کند. اپل به خاطر وجود بازی در این اپ به آن مجوز انتشار را نداد. این شرکت قبلاً به دلایل مشابه از انتشار اپ‌هایی مثل گوگل Stadia و مایکروسافت xCloud جلوگیری کرده است.

«Sheryl Sandberg» مدیر ارشد عملیات فیسبوک با انتشار بیانیه‌ای گفت: «متأسفانه برای گرفتن مجوز انتشار اپ مستقل Facebook Gaming مجبور شدیم قابلیت گیم پلی را به طور کامل از آن حذف کنیم. این یعنی تجربه کاربران iOS نسبت به کاربران اندروید پایین تر خواهد بود.»

فیسبوک ابتدا قصد داشت اپ Facebook Gaming را اردیبهشت ماه امسال به طور همزمان برای iOS و اندروید منتشر کند، اما اپل بارها به دلیل نقض قوانین مانع از انتشار آن در اپ استور شد. طبق قوانین اپ استور اپلیکیشن‌های بازی محور فقط در صورتی می‌توانند در این فروشگاه منتشر شوند که بازی کردن هدف اصلی آنها نباشد.

فیسبوک در پاسخ به ادعای اپل با استناد به داده‌های مصرفی Facebook Gaming در اندروید اعلام کرد که ۹۵ درصد از فعالیت‌های این اپ به تماشای استریم بازی‌ها اختصاص دارد، بنابراین بازی کردن هدف اصلی آن نیست. فرجام خواهی فیسبوک نتیجه‌ای نداشت و این شرکت وادار شد برنامه را به صورت ناقص منتشر کند. Go Live و دیگر قابلیت‌های اجتماعی این اپ در دسترس هستند، اما امکان انجام بازی‌های HTML5 همانند نسخه اندروید وجود ندارد.

علاوه بر فیسبوک چندین شرکت دیگر نیز از قوانین اپ استور در قبال اپ‌های گیمینگ انتقاد کرده‌اند. مایکروسافت و گوگل مجبور شدند اپ‌های Stadia و xCloud را با تأخیر در این فروشگاه منتشر کرده و یا به شکل ناقص منتشر کنند. انتشار سرویس GeForce Now انویدیا نیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

سیاست‌های اپل در قابل اپ استور سبب شد تا مایکروسافت به کمیته آنتی تراست مجلس نمایندگان آمریکا شکایت کند. اتحادیه اروپا نیز دو ماه قبل رسیدگی به اتهامات انحصارطلبی اپل و اپ استور را آغاز کرد.

فیسبوک دورکاری کارکنانش را تا تیر ۱۴۰۰ تمدید کرد


فیسبوک سیاست دورکاری کارکنانش را به خاطر شیوع کرونا تا تیر ۱۴۰۰ تمدید کرد و از پرداخت کمک مالی هزار دلاری برای خرید تجهیزات خبر داد. پیشتر گوگل نیز دورکاری کارکنان خود تا تابستان سال آینده را تمدید کرده بود.

فیسبوک از اواسط اسفند ماه سال ۹۸ به منظور پیروی از قوانین قرنطینه و فاصله گذاری اجتماعی، تقریباً تمامی ۴۸ هزار کارمند خود را دورکار کرده است. این شرکت همچنین اواسط اردیبهشت ماه امسال از دورکاری تقریباً تمام کارکنان تا پایان سال ۲۰۲۰ خبر داد.

«Nneka Norville»، سخنگوی فیسبوک با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: «با توجه به دستورالعمل‌های متخصصین بهداشتی و دولت و همچنین تصمیماتی که پس از بحث و گفتگو با کارکنان گرفتیم، می‌خواهیم امکان دورکاری کارکنان تا تیر ۱۴۰۰ را فراهم کنیم. همچنین به هر کدام از کارکنان ۱۰۰۰ دلار کمک هزینه مالی برای خرید تجهیزات مورد نیاز برای دورکاری را پرداخت می‌کنیم.»

فیسبوک یکی از شرکت‌هایی است که دنیاگیری ویروس کرونا تأثیر بزرگی بر نحوه کار کردن کارکنان آن در شرایط فعلی و حتی آینده گذاشته است. این شرکت خرداد ماه امسال اعلام کرد که در چند سال آینده هزاران نفر از کارکنان خود را برای همیشه دورکار می‌کند. «مارک زاکربرگ» مدیرعامل فیسبوک گفت: «من فکر می‌کنم که پنج تا ۱۰ سال دیگر بتوانیم حدوداً نیمی از نیروی شرکت را برای همیشه دورکار کنیم.»

فیسبوک با اعلام این خبر همانند گوگل دورکاری کارکنانش را تا تابستان سال آینده تمدید کرد. گوگل اوایل مرداد ماه امسال اعلام کرد که کارکنان این شرکت به دلیل شیوع ویروس کرونا می‌توانند تا تیر ۱۴۰۰ دورکاری کنند. اوبر نیز دو روز قبل از دورکاری کارکنان سازمانی این شرکت تا خرداد سال بعد و پرداخت کمک هزینه ۵۰۰ دلاری به آنها برای تهیه تجهیزات خبر داد.

معرفی رسمی ابرخودرو T50؛ شاهکار جدید گوردن میوری با برچسب قیمت 84 میلیارد تومانی


گوردن میوری طراح شهیر و مطرح صنعت خودروسازی بالاخره از ابرخودرو جنجالی خود خود پرده برداری کرد. این سوپر اسپرت تازه که با نام T50 شناخته می شود، به نوعی جانشین آخرین شاهکار پرفسور موری در صنعت خودروسازی محسوب می شود، سوپر اسپرت مشهور مک لارن F1 که به عنوان سریع ترین خودروی قرن 20 میلادی نیز شناخته می شود.

پیش از این در مطالب مختلفی به این ابرخودرو مورد انتظار اشاره کرده بودیم. این ابرخودرو در شهر سوری انگلستان و در محل کارخانه شرکت گوردن میوری پرده برداری شد و قرار است اولین T50 در سال 2022 به دست مالکان خوش شانس و ثروتمند آن برسد.

https://digiato.com/wp-content/uploads/2020/08/1310AD14-0ACE-4131-84C4-74227E6F9135.jpeg

از نمای جلو، پی‌بردن به شباهت‌های تی 50 با مک‌لارن F1 به‌عنوان یکی از پروژه‌های مشهور و افسانه‌ای گوردون موری دشوار نیست. هر دو مدل دارای دماغه کوتاه، ظاهر طراحی صاف و ورودی‌های باریک در گوشه‌ها هستند. شیشه جلوی گرد و گسترده، پنجره‌های بزرگ در درها و پنل‌های شفاف در سقف یک گلخانه بسیار زیبا برای این ابرخودرو ایجاد می‌کند. ورودی هوای کوچک و ظریف در سقف ابرخودرو، هوا را به سمت پیشرانه V12 هدایت می‌کند و قسمت‌های صاف مربوط به پنل عقب درهای گالوینگ به گونه‌ای است که تأثیر کمی روی طراحی سیستم تعلیق در زیر بدنه داشته باشد.

این تشابه طراحی تقریبا در دیگر جزییات و تناسبات کلی پیکره خودرو و حتی سبک بازشو درب‌ها نیز تا حدی به چشم می‌خورد هرچند متناسب با زمان، رنگ و رویی مدرن‌تر به خود گرفته است.

تمامی بدنه و شاسی این مدل از فیبرکربن ساخته شده برای همین تی 50 گوردون موری خودرویی سبک وزن است و بنابر اعلام سازنده وزن کلی پانل‌های بدنه و سازه در حدود 150 کیلوگرم است.

گوردن میوری برای توصیف این خودرو به این جمله بسنده کرد:

«خالص ترین، سبک ترین و راننده محور ترین سوپرخودرویی که تا به حال ساخته شده است.»

T50 در واقع پنجاهمین خودرویی است که توسط گوردن میوری طراحی شده است و به طور جالب در پنجاهمین سالگرد فعالیت او در صنعت خودروسازی رونمایی شده است.

این مدل از فن‌آوری جدید موسوم به “فن‌کار” گوردن میوری بهره می‌برد که پیش از این برای اولین بار در خودروی فرمول یک برابهام BT46B در مسابقات فصل 1978 استفاده شد. اگرچه استفاده از این فن‌آوری در خودروهای فرمول یک در همان سال ممنوع اعلام شد. این قابلیت به وجود یک فن عظیم در بخش انتهایی خودرو مربوط می شود که می‌تواند هوای زیرین بدنه را مکیده و از بخش انتهایی خودرو خارج کند، وجود این فن باعث بهبود چسبندگی خودرو به سطح مسیر و افزایش کارایی قطعات آیرودینامیکی می‌شود.

این فن 15.75 اینچی به همراه دیفیوزر و اسپویلر فعال عقب خودرو می‌تواند به هنگام حرکت تا 50 درصد و در زمان ترمزگیری به میزان 100 درصد نیروی فشار رو به پایین را برای حفظ پایداری و فرمانپذیری بهتر خودرو فراهم آورد.

T50 از موتوری به قدرت 650 اسب بخار نیرو می‌گیرد که یک واحد 4 لیتری ساخت شرکت کازورث است. این موتور V12 بدون استفاده از هر گونه پرخوران (توربوشارژر و..) این نیرو را در حداکثر دور موتور 12.100 rpm تولید می‌کند.

تنها 100 دستگاه از مدل T50 با قابلیت استفاده شهری ساخته خواهد شد و هر کدام قیمتی برابر با 2.36 میلیون پوند دارند. گرچه با اضافه کردن مالیات قیمت نهایی به 2.8 میلیون پوند خواهد رسید که با برابری 30 هزار تومانی پوند به معنای قیمت 84 میلیارد تومانی این سوپر اسپرت به وجه رایج کشور ماست.

در حال حاضر خریداران اصلی در حدود 600 هزار پوند به شرکت گوردن میوری پرداخت کرده اند و مرحله بعدی معادل 750 هزار پوند خواهد بود که در زمان تعیین مشخصات نهایی از نظر سطح تجهیزات و آپشن به این شرکت پرداخت خواهد شد.

گوردن میوری شخصا دوست دارد تا 25 نسخه تمام مسابقه‌ای از T50 نیز تولید کند اما به علت مشخص نبودن قوانین مسابقات تا آن زمان تنها هدف فعلی شرکت او تولید 100 دستگاه مدل شهری تا پایان سال 2022 میلادی است.

در این خودرو نیز همانند مک لارن F1 راننده در مرکز کابین قرار می‌گیرد که شبیه به جت‌های جنگنده طراحی شده است. T50 حتی از یک پورشه 911 نیز کوچک‌تر است و وزن آن از سبک ترین محصول اسپرت حال حاضر بازار یعنی آلپاین 110 نیز سبک تر است.

برای کم شدن عرض بدنه آینه‌های جانبی به طور کامل حذف شده‌اند و از دوربین و صفحه نمایش در داخل اتاق استفاده شده است. در نتیجه عرض خودرو تنها برابر با 1.85 متر است.

فن کار شده در بخش انتهایی برای تولید نیروی رو به پایین در محور عقب کار شده است این فن که ابعادی برابر با 400 میلی متر دارد توسط یک موتور الکتریکی 48V به حرکت در می‌آید.

با استفاده از فن، دیفیوزر، آئروفویل سطح توانایی آیرودینامیکی این ابرخودرو به مرحله‌ای رسیده است که تا پیش از این در هیچ یکی از سوپرخودروها و ابرخودروها مشاهده نشده است. T50 دارای 6 حالت قابل تنظیم آیرودینامیکی است که دو حالت اصلی آن “فعال” و “ترمزگیری” است. این دو حالت بر حسب شرایط خودرو و نحوه رانندگی تنظیم می‌شود. حالت‌های دیگر شامل”حداکثر نیروی رو به پایین”،”حداکثر سرعت” و… می‌شود.

در حالت “حداکثر سرعت” ژنراتور 30 اسب بخاری کار شده در موتور V12 به مدت 3 دقیقه حداکثر توان تولیدی خود را در اختیار موتور V12 قرار می‌دهد و در نتیجه در سرعت بالای 240 کیلومتر بر ساعت موتور با استفاده از ورودی هوای کار شده در بالای سقف حداکثر توانی برابر با 700 اسب بخار خواهد داشت.

فضای داخل اتاق به طور شگفت انگیزی از اتاق مک لارن F1 نیز جادارتر است. سعی شده تا از طرح های ساده‌ای برای اتاق اما با دقت ساختی به اندازه ساعت‌های سوئیسی استفاده شود.

دو محفظه جانبی در کنار موتور نیز امکان جایگذاری ساک و چمدان را دارند در نتیجه از نظر استفاده روزمره T50 چیزی کم نخواهد داشت. T50 را باید نسخه تمام و کمال و مدرن مک لارن F1 دانست.

گوردن میوری در زمان طراحی این مدل مک لارن F1 را به عنوان محک اصلی در ذهن خود قرار داده است چراکه پس از گذشت 28 سال از زمان عرضه مک لارن F1 دیگر شاهد عرضه هیچ خودروی مشابه با آن نبوده‌ایم. یک سوپراسپرت فوق سبک، با قرارگیری صندلی راننده در مرکز اتاق و مجهز به یک موتور V12 بدون توربوشارژر و جعبه دنده دستی.

Gordon Murray in front of the McLaren F1 XP1, December 23rd, 1992.

23 دسامبر 1992؛ گوردون مورای در کنار یک دستگاه مکلارن F1 XP1

وزن خشک T50 تنها 986 کیلوگرم است. به طور مثال تمام بخش شاسی و پنل‌های بدنه کمتر از 150 کیلوگرم وزن دارند. تمامی پیچ و مهره‌ها، بست‌ها که تعداد آنها به بیش از 900 عدد نیز می‌رسد برای صرفه جوی حداکثری در وزن خودرو به صورت سفارشی ساخته و در این مدل قرار داده شده است.‌

جعبه دنده 6 سرعته دستی ساخته شده توسط شرکت Xtrac با روش جدیدی تولید شده که امکان نازک سازی جداره پوسته آن فراهم می‌شود. در نتیجه این جعبه دنده در حدود 10 کیلوگرم سبک‌تر از جعبه دنده استفاده شده در مک لارن F1 است.

همچنین موتور V12 ساخت شرکت کازورث در حدود 60 کیلوگرم سبکتر از موتور مک لارن F1 ساخت بی ام و M Power است. صندلی راننده تنها 7 کیلوگرم وزن دارد و دو صندلی سرنشینان نیز هر کدام 3 کیلوگرم وزن دارند.

در نتیجه نسبت قدرت به وزن T50 در حد اندازه های یک سوپرخودرو 1000 اسب بخاری است. حجم دقیق موتور نیز برابر با 3994 cc است.

با این حال میوری قصد ندارد تا رکورد سرعت در پیست نوربرگ رینگ یا رکورد حداکثر سرعت را با T50 بشکند و تمرکز او بر روی تجربه رانندگی با T50 است که قرار است هیچ یک از ضعف های رقبا را نداشته باشد. در واقع T50 احتمالا آخرین امضای گوردن میوری در دنیای سوپراسپرت هاست، عصاره ای از 50 سال تجربه ناب در مهندسی خودرو که شاید بتواند باردیگر موفقیت های مکلارن اف1 را تکرار کند.

نیسان در شرایط بحران؛ پایان تولید ورسا و تبدیل ماکسیما به یک سدان برقی


شرکت نیسان که روزهای پر چالشی را سپری می‌کند، قصد دارد تا میانه‌های سال 2021 حدود 70 درصد از محصولات خود را بروزآوری کند. علاوه‌بر این، این خودروساز ژاپنی استراتژی بلندمدتی را در پیش گرفته که بر اساس آن چرخه عمر مدل‌های اصلی از پنج سال به سه سال کاهش خواهد یافت.

اشوانی گوپتا (Ashwani Gupta) مدیر ارشد عملیاتی نیسان در مصاحبه اخیر با نشریه اتوموتیو نیوز ضمن اشاره به موارد فوق افزوده این شرکت در حال بازنگری گسترده در محصولات خود برای بازار آمریکا است. آنطور که آقای گوپتا اضافه کرده این بازنگری ممکن است سرنوشت مدل محبوب و پرطرفدار ماکسیما را کاملا تحت تاثیر قرار داده و نسل بعدی یا جایگزین آن را به یک مدل تمام الکتریکی تبدیل کند.

نیسان ماکسیما

به گفته آقای گوپتا این احتمال وجود دارد که نیسان ماکسیما از نوآوری‌های کانسپت IMs بهره‌مند شده و نسل جدید آن در نیمه دوم سال 2022 با پیشرانه برقی معرفی شود. شاید بدانید کانسپت IMs دی ماه 97 در نمایشگاه خودروی دیترویت رونمایی شد و توانست به واسطه طراحی آینده‌نگرانه، پیشرانه قدرتمند 483 اسب بخاری و مسافت قابل پیمایش بیش از 600 کیلومتر بسیار مورد توجه رسانه‌ها قرار گیرد.

پیش‌بینی می‌شود چند ماه مانده به این اتفاق مهم، نیسان از جایگزین 370Z نیز پرده‌برداری کند. طبق گزارش اتوموتیو نیوز، این خودروی اسپرت از نظر طراحی ریشه در نسل‌های پیشین خود داشته و برخلاف ماکسیمای برقی، نیروی خود را از موتور 3 لیتری V6 دریافت خواهد کرد. قبل از این هم گزارش‌هایی مبنی بر تولید نسل بعدی 370Z با این موتور منتشر شده بود.

خبر دیگر در رابطه با محصولات نیسان اینکه GT-R نیز در حال پشت سر گذاشتن مراحل توسعه است، اما تا سال 2023 از راه نخواهد رسید. این امر به معنای آن است گودزیلای مسن ژاپنی‌ها حداقل دو سال دیگر به حیات خود ادامه خواهد داد.

در آن سو و از بین محصولات پایین رده، مدل ورسا احتمالا ماه‌های پایانی عمر خود را گذرانده و فقط در این نسل تولید می‌شود؛ البته معرفی نسخه فیس‌لیفت جزو برنامه‌های نیسان بوده و این نسخه نیمه دوم 2022 رونمایی خواهد شد. دیگر مدل اقتصادی کمپانی یعنی سنترا تا سه سال آینده بدون تغییر عمده به فروش خواهد رسید. اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، نسخه فیس‌لیفت سنترا در سال 2023 پرده‌برداری می‌شود.

از میان مدل‌های شاسی‌بلند مورانوی مدل 2022 کاملا بازطراحی خواهد شد، این در حالی است که Pathfinder و آرمادا چند ماه زودتر وارد نسل جدید خود می‌شوند.

پرتاب و فرود موفق پروتوتایپ راکت استارشیپ [تماشا کنید]


دو روز پس از بازگشت فضانوردان ناسا به زمین، اسپیس ایکس پروتوتایپ نسل آینده راکت خود یعنی استارشیپ را با موفقیت آزمایش کرده و این نمونه اولیه توانسته تا ارتفاع ۱۵۰ متری پرواز کند.

اسپیس ایکس به دنبال استفاده از استارشیپ برای ماموریت‌های طولانی مانند ارسال انسان به ماه و مریخ است و ارتفاع نسخه نهایی آن نزدیک به ۱۲۲ متر خواهد بود و می‌تواند بیش از ۱۰۰ تن محموله را تا مدار پایین زمین حمل کند. استارشیپ روی بوستر راکت بسیار بزرگی با نام «سوپر هوی» قرار می‌گیرد و قدرت آن‌ها را موتور جدید و قدرتمند اسپیس ایکس، «رپتور» تامین خواهد کرد.

در حالی که اسپیس ایکس توانسته یکی از آزمایش‌های استارشیپ را با موفقیت انجام دهد، هنوز راه طولانی تا عرضه نسخه نهایی آن باقی مانده. پروتوتایپ امروز تنها به یک موتور رپتور مجهز شده بود، اما نمونه نهایی آن میزبان ۶ موتور خواهد بود. از تفاوت‌های دیگر میان این پروتوتایپ و مدل نهایی می‌توان به دماغه مخروطی شکل نمونه نهایی اشاره کرد.

در طی سال‌های گذشته اسپیس ایکس آزمایش‌های فراوانی را روی پروتوتایپ‌های مختلف انجام داده که اکثر آن‌ها با مشکل مواجه شده‌اند. برای مثال مخزن پروتوتایپ قبلی این راکت منفجر شد، البته باید به این نکته اشاره کنیم که امروز برای اولین بار روی یک پروتوتایپ با ابعاد بزرگ تست انجام شده و این نمونه نه تنها با موفقیت پرواز کرده، بلکه توانسته از آن جان سال نیز بدر ببرد.

پرواز امروز که از آن با نام «هاپ» یاد می‌شود، به معنای پرواز و فرود کنترل شده است. استارشیپ باید بتواند روی ماه یا مریخ با موفقیت فرود بیاید، بنابراین باید اسپیس ایکس روی چنین موضوعی تمرکز کند، البته تکنیک مورد استفاده در فرود آن تفاوتی با راکت فالکون ۹ ندارد.

این اولین باری نیست که یک پروتوتایپ استارشیپ تست هاپ را با موفقیت پشت سر می‌گذارد، با این حال نمونه سال گذشته با نام «استارهاپر» ابعاد بسیار کوچکتری داشت و از طراحی متفاوتی بهره می‌برد. اسپیس ایکس تقریبا هر چند ماه یکبار، پروتوتایپ جدید راکت خود را تولید می‌کند تا هرچه زودتر بتواند نمونه نهایی آن را بسازد.

گارمین در پی حمله سایبری میلیون‌ها دلار به هکرها باج داده است


گارمین اوایل مرداد ماه حمله باج افزاری گسترده‌ای را تجربه کرد که بسیاری از سرویس‌های این شرکت را از کار انداخت. حال گزارشی منتشر شده که نشان می‌دهد این شرکت چند میلیون دلار به هکرها باج داده تا سرویس‌هایش به سرعت به حالت عادی بازگردند.

خبرگزاری Sky News در گزارش جدیدی مدعی شده که گارمین با واسطه‌گری شرکت امنیت سایبری Arete IR چند میلیون دلار به هکرها باج داده تا سرویس Garmin Connect و دیگر خدمات مهم این شرکت به حالت عادی بازگردند.

آنطور که در گزارش آمده، گارمین در ابتدا سعی کرده مبلغ باج را از طریق یک شرکت امنیت سایبری به هکرها پرداخت کند. این شرکت که نامش فاش نشده از انجام چنین کاری خودداری می‌کند، چرا که پرداخت باج به گروه هک روسی Evil Corp که مسئول حمله باج افزاری به گارمین معرفی شده است، قوانین تحریم آمریکا را نقض می‌کند.

گارمین

گارمین به سراغ شرکت امنیت سایبری دیگری به نام Arete IR می‌رود. این شرکت مدعی می‌شود که باج افزار WastedLocker که در حمله استفاده شده، ربطی به هکرهای گروه Evil Corp ندارد. گارمین از صحبت کردن در مورد ادعاهای این شرکت خودداری کرد. سخنگوی شرکت Arete نیز با اشاره به اینکه این شرکت نمی‌تواند در مورد مسائل خصوصی مشتری‌هایش صحبت کند، گفت که از قوانین تحریمی ایالات متحده کاملاً پیروی می‌کند.

پرداخت باج به هکرها برای بازگردانی سرویس‌ها به حالت عادی تعجب آور نیست، خصوصاً در مورد گارمین که هکرها مرکز کسب و کار آن را هدف قرار دادند. به نظر می‌رسد این شرکت برای جلوگیری از تلف شدن زمان و منتظر نگذاشتن کاربران، با باج دهی به هکرها موافقت کرده است. علاوه بر این پولی که گارمین به هکرها داده احتمالاً در برابر خسارت ناشی از کاهش فروش و خدشه دار شدن اعتبار این شرکت جزئی است.

بررسی سامسونگ گلکسی M11؛ گوشی اقتصادی در ظاهر و باطن


محصولات سامسونگ در بخش موبایل به دسته‌های مشخصی تقسیم شده تا کاربران به‌راحتی بتوانند گوشی مناسب خودشان را پیدا کنند: سری گلکسی S و گلکسی نوت معمولاً پرچمدار هستند و سری گلکسی A هم میان‌رده‌های متنوعی را در بر می‌گیرد. سری گلکسی M اما در این میان، بخش اقتصادی بازار را پر می‌کند و به همین دلیل کمپانی کره‌ای در این سری،‌ توجه خود را به برآورده کردن نیازهای اساسی کاربران معطوف کرده است: نمایشگر بزرگ و باتری حجیم. سامسونگ گلکسی M11 یکی از جدیدترین گوشی‌های این سری به حساب می‌آید که با ارائه دادن ویژگی‌های اصلی، نیم‌نگاهی هم به مدل‌های قدرتمندتر خود داشته و سعی کرده فاصله بین یک گوشی کاملاً اقتصادی و میان‌رده‌های ارزان‌قیمت را کاهش دهد. آیا گلکسی M11 در این امر موفق شده‌؟ در ادامه به این سؤال پاسخ می‌دهیم.

مشخصات سامسونگ گلکسی M11
  • بدنه تمام پلاستیکی
  • نمایشگر ۶.۴ اینچی PLS TFT
  • چیپست اسنپدراگون ۴۵۰
  • ۳ گیگابایت حافظه رم
  • ۳۲ گیگابایت حافظه داخلی
  • سیستم‌عامل اندروید ۱۰
  • دوربین ۳ گانه با سنسور اصلی ۱۳ مگاپیکسلی
  • دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی
  • باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی
  • وزن ۱۹۷ گرم
  • قیمت جهانی ۱۶۰ یورو

همان‌طور که مشخص است، مهم‌ترین ویژگی گلکسی M11 باتری حجیم ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی آن است. البته این گوشی همانند اکثر گوشی‌های معرفی شده در چند سال اخیر، از دوربین ۳ گانه هم برخوردار بوده و سعی کرده در اقتصادی‌ترین حالت ممکن، بیشترین  امکانات را در اختیارتان قرار دهد. در ادامه سامسونگ گلکسی M11 را بررسی خواهیم کرد. با دیجیاتو همراه باشید.

طراحی و کیفیت ساخت

سامسونگ گلکسی M11

طراحی سامسونگ گلکسی M11 دقیقاً همانیست که از یک گوشی اقتصادی انتظار دارید، یعنی ظاهری استاندارد که نگاه‌ها را به خودش خیره نمی‌کند. بدنه پلاستیکی این گوشی به‌صورت یکپارچه بوده و قاب پشتی و فریم از هم جدا نیستند. این نوع طراحی، کاربر را به یاد گوشی‌های لومیا می‌اندازد. سامسونگ از پوششی مات برای قاب این گوشی استفاده کرده که به‌خوبی در مقابل جذب اثر انگشت مقاومت می‌کند.

استفاده از لبه‌های گرد و حس نرمی که پلاستیک بدنه القا می‌کنند، باعث می‌شود در دست گرفتن گوشی راحت باشد و وزن ۱۹۷ گرمی‌اش چندان احساس نشود. نکته‌‌ای که باید به آن عادت کنید، هم‌رنگ بودن تمامی المان‌های طراحی گلکسی M11 است. این موضوع خصوصاً در رنگ مشکی نمایان‌تر است، به گونه‌ای که لوگوی سامسونگ، حسگر اثر انگشت، ماژول دوربین سه‌گانه و حتی دکمه‌های پاور و ولوم، رنگ کم‌وبیش مشکی دارند و ممکن است در نگاه اول متوجه آن‌ها نشوید. با این حال پس از چند روز استفاده از گلکسی M11، حافظه شما به‌خوبی جای آن‌ها را به خاطر می‌سپارد.

سامسونگ گلکسی M11

قرارگیری حسگر اثر انگشت روی قاب پشتی و همچنین دکمه پاور در ارتفاع مناسب، شما را از کِش دادن انگشت‌ها بی‌نیاز می‌کند و به همین دلیل با یک دست هم می‌توانید قفل گوشی را باز کنید، خصوصاً این‌که این حسگر دقیق و سریع هم هست. با این حال فراموش نکنید که اگر دستان کوچکی دارید، شاید با نظر ما موافق نباشید. نکته دیگری که در طراحی سامسونگ گلکسی M11 وجود دارد و می‌توان آن را یک مزیت به حساب آورد، هم‌سطح بودن ماژول دوربین سه‌گانه با بدنه است که نه تنها باعث می‌شود گوشی کاملاً تخت روی زمین قرار گیرد، بلکه تناسب کلی قاب پشتی را هم حفظ می‌کند.

در بخش نمایشگر اما به نظر می‌رسد سامسونگ کمی کوتاهی کرده است. حاشیه‌های اطراف نمایشگر نسبتاً زیاد هستند و با یک چانه بزرگ در پایین نمایشگر گلکسی M11 طرف هستیم. دوربین سلفی هم درون یک حفره قرار گرفته که خیلی هم بزرگ نیست و تجربه دیدن محتوا را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد.

به صورت کلی طراحی سامسونگ گلکسی M11 قابل قبول ارزیابی می‌شود. شاید اگر سامسونگ رنگ یا بافت دکمه‌های پاور و ولوم را تغییر می‌داد، کمی بهتر بود. با این حال استفاده از پوشش مات مزیتی است که به‌سادگی نمی‌توان از آن گذر کرد.

نمایشگر

سامسونگ گلکسی M11

نمایشگر ۶.۴ اینچی PLS TFT سامسونگ گلکسی M11 را شاید بتوان دومین ویژگی شاخص آن دانست. رزولوشن ۷۲۰ در ۱۵۶۰ پیکسلی برای این ابعاد کم بوده و تراکم ۲۶۸ پیکسل در هر اینچ هم باعث می‌شود با کمی دقت پیکسل‌ها را ببینید. با این حال در این رده قیمتی نمی‌توان به انتخاب سامسونگ ایراد گرفت. کیفیت کلی نمایشگر و غلظت رنگ‌ها قابل قبول هستند و با تغییر زاویه دید، تنها کمی از دقت آن‌ها کاسته می‌شود ولی در نمایش محتوا خللی ایجاد نمی‌کند.

سامسونگ گلکسی M11

خرده‌ای که می‌شود به این نمایشگر گرفت، درز نور از لبه پایینی نمایشگر است که در تمامی رنگ‌های نمایش داده شده، چه روشن و چه تیره، به‌خوبی نمایان بوده و کمی توی ذوق می‌زند. البته اطراف حفره دوربین سلفی، خبری از سایه نیست و سامسونگ توانسته این قضیه را به خوبی مدیریت کند. استفاده از گلکسی M11 زیر نور شدید کمی مشکل است و احتمالا کار سختی پیش روی خود دارید.

نرم‌افزار و رابط کاربری

http://digiato.com/

سامسونگ گلکسی M11 با اندروید ۱۰ و نسخه دوم رابط کاربری «One UI Core» به بازار عرضه می‌شود. اگر با واژه «One UI Core» آشنایی ندارید، باید بگوییم که این نسخه از رابط کاربری سامسونگ، یک سری از ویژگی‌های نسخه کامل One UI را ندارد. در نتیجه نسخه «One UI Core 2.0» از ویژگی‌های «Knox» و تمامی برنامه‌های وابسته به آن، سیستم پرداخت سامسونگ «Sam Pay»، فولدر امن یا همان «Secure Folder»، حالت شخصی «Private Mode» و سرویس «Samsung Pass» پشتیبانی نمی‌کند. به جز موارد ذکر شده، «One UI Core 2.0» تفاوت دیگری با نسخه معمولی آن نداشته و همه چیز همان گونه است که از گوشی‌های این کمپانی کره‌ای انتظار داریم.

سامسونگ گلکسی M11

سامسونگ در One UI استفاده از برنامه‌ها و تعامل با آن‌ها با یک دست را ساده کرده، چون محتوا تقریباً از نیمه نمایشگر شروع می‌شود ولی در عین حال در نگاه اول محتوای کمتری را خواهید دید. با سوایپ به سمت بالا، تیترها کوچک شده و محتوای بسیار بیشتری نمایش داده می‌شوند.

دارک مود که یکی از ویژگی‌های اصلی اندروید ۱۰ به حساب می‌‌آید هم در این نسخه حاضر است و اگر از طرفداران حالت تاریک هستید، می‌توانید با روشن کردن آن حال و هوایی جدید را به رابط کاربری گلکسی M11 بدهید. سامسونگ به صورت پیش‌فرض همان سه دکمه معروف اندروید را برای ناوبری در اختیارتان می‌گذارد، اما شما می‌توانید رابط کاربری را با ژست‌های حرکتی نیز کنترل کنید تا تجربه روان‌تری را داشته باشید.

گلکسی M11 گزینه‌ای را در رابط کاربری خود پنهان کرده که پیشنهاد می‌کنیم حتما آن را فعال کنید. به کمک این ویژگی می‌توانید با سوایپ به سمت پایین روی حسگر اثر انگشت، منوی نوتیفیکیشن‌ها را باز کنید. در صورتی که یک بار دیگر این کار را انجام دهید، به تمامی میان‌برها دسترسی خواهید داشت. این کار به شدت به ناوبری تک دستی رابط کاربری کمک خواهد کرد.

در کل رابط کاربری سامسونگ گلکسی M11، روان اجرا شده و به ندرت شاهد لگ یا تاخیر خواهید بود، مگر این که بخواهید چند برنامه سنگین مانند بازی‌های پر جزئیات را به صورت همزمان روی آن اجرا کنید. این را در نظر داشته باشید، تا به سراغ سخت‌افزار گلکسی M11 برویم.

سخت‌افزار

سامسونگ گلکسی M11

قلب تپنده گلکسی M11 چیپست اسنپدراگون ۴۵۰ هشت هسته‌ای است که هر ۸ هسته آن از نوع Cortex-A53 با فرکانس کاری ۱.۸ گیگاهرتزی هستند. لازم است بدانید که گلکسی M11 در دو مدل ۳/۳۲ و ۴/۶۴ گیگابایتی به بازار عرضه می‌شود و این نسخه‌ای هم که ما بررسی می‌کنیم از نوع اول است. مطابق استانداردهای بررسی دیجیاتو، پردازنده این گوشی را با برنامه‌های گیکبنچ ۵، آنتوتو ۸ و پی‌سی مارک ارزیابی کردیم که نتایج آن را در ادامه مشاهده می‌کنید.

سامسونگ گلکسی M11

با استناد به نتایج به دست آمده، می‌توان گفت گلکسی M11 در کاربری روزمره اصلا به مشکل بر نمی‌خورد و به ندرت شاهد لگ و تاخیر در اجرای رابط کاربری و برنامه‌های سبک خواهید بود. البته با توجه به رم ۳ گیگابایتی، پیشنهاد می‌کنیم تنها دو یا سه برنامه را به صورت همزمان اجرا کنید. برای بررسی گرافیک Adreno 506 گلکسی M11 نیز به سراغ اپ 3D مارک رفتیم که نتایج آن را در دو تست اسلینگ شات و اسلینگ شات اکستریم آنلیمیتد مشاهده می‌کنید.

سامسونگ گلکسی M11

عملکرد پردازشگر گرافیکی Adreno 506 هم مشابه دیگر گوشی‌های این رده از بازار بوده و نباید انتظار زیادی از آن داشته باشید. البته نتایج بنچمارک هیچ‌گاه تضمینی برای اجرا یا عدم اجرای بازی‌ها نبوده و گلکسی M11 هم دقیقاً مصداق بارز همین قضیه است. چرا که شما می‌توانید بازی آسفالت ۹ که یکی از پرجزئیات‌ترین بازی‌های موبایل است را با تنظیمات بصری بالا بازی کرده و به ندرت شاهد لگ و تاخیر باشید. البته در صورتی که صحنه‌ای شلوغ و پر از انفجار در تصویر نمایش داده شود، نرخ فریم کمی افت می کند، اما تجربه عمومی شما را برهم نمی‌زند. در صورتی که می‌خواهید آسفالت ۹ را در روان‌ترین حالت خود تجربه کنید، پیشنهاد ما همان تنظیمات گرافیکی پیش‌فرض بازی است.

بازی دیگری که به سراغش رفتیم «Call of Duty Mobile» است که این روزها طرفداران زیادی دارد. سامسونگ گلکسی M11 در بهترین حالت از تنظیمات گرافیکی متوسط و نرخ فریم بالا پشتیانی می‌کند. بازی گه‌گاهی لگ دارد ولی همچنان قابل اجراست و مانع پیروزی شما در رقابت‌های تنگاتنگ و نفس‌گیر نمی‌شود.

نکته مهم در اجرای بازی‌ها، داغ نکردن این گوشی و همچنین مصرف کم باتری است که البته در ادامه بیشتر در رابطه با باتری صحبت می‌کنیم. با این حال پیشنهاد می‌شود حتما از جک هدفون ۳.۵ میلی‌متری نهایت استفاده را ببرید، چرا که خروجی صدا از تک اسپیکر گلکسی M11 اصلاً راضی کننده نیست و به سختی می‌توانید در ولوم‌های پایین صدای محتوای پخش شده را بشنوید.

دوربین

سامسونگ گلکسی M11

سامسونگ برای گلکسی M11 دوربین سه‌گانه را در نظر گرفته که مشابه آن را در گوشی‌های همین کمپانی کره‌ای و همچنین در برندهای دیگر دیده‌ایم. خوشبختانه خبری از ماژول‌های مستطیلی نیست و همه چیز به صورت عمودی در سمت چپ قاب پشتی زیر هم قرار گرفته‌اند. مشخصات این ۳ دوربین و دوربین سلفی را در ادامه مشاهده می‌کنید.

  • دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی، سنسور ۱/۳.۱ اینچی، ضریب اف ۱.۸، فوکوس خودکار PDAF
  • دوربین اولترا واید ۵ مگاپیکسلی، ضریب اف ۲.۲
  • دوربین عمق‌سنج ۲ مگاپیکسلی، ضریب اف ۲.۲
  • دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی، ضریب اف ۲.۰

استفاده از دوربین سامسونگ گلکسی M11 چالش‌های خودش را دارد. دوربین عمق‌سنج ۲ مگاپیکسلی همچنان بلا استفاده است، زیرا تاثیر آن چندان محسوس نیست. همچنین دوربین اولتراواید هم تصاویر راضی‌کننده‌ای ثبت نمی‌کند. با این اوصاف بیایید به ترتیب به سراغ دوربین‌ها برویم.

سامسونگ گلکسی M11

از دوربین اصلی شروع کنیم. سنسور کوچک ۱/۳.۱ اینچی ۱۳ مگاپیکسلی سامسونگ گلکسی M11 در شرایط نوری مناسب، عکس‌های قابل قبولی می‌گیرد. رنگ‌ها کمی با اغراق ثبت شده، ولی جزئیات چندان بالا نیستند خصوصاً چمن‌ها تار ثبت شده و به خوبی از یکدیگر تفکیک نشده‌اند. دوربین در تشخیص نور محیط معمولا دچار مشکل می‌شود و برای این که از سفید شدن آسمان جلوگیری کنید، بهتر است خودتان به صورت دستی محل فوکوس و نورسنجی را انتخاب کنید. البته قابلیت HDR خودکار در تنظیمات گلکسی M11 به چشم می‌خورد که تاثیر زیادی در کیفیت نهایی تصویر می‌گذارد و پیشنهاد می‌کنیم اصلاً به خاموش کردنش فکر نکنید (تصویر سمت راست HDR روشن و تصویر سمت چپ HDR خاموش است).

با این که تصاویر جزئیات کافی را ندارند ولی با کمی ویرایش و تغییر، می‌توان تصاویر قابل قبولی از آن‌ها به دست آورد. بخش عمده مشکلاتی که گفتیم، به نبود هوش مصنوعی و پردازشگر تصویر قدرتمند بر می‌گردد. چند تصویر ثبت شده با این گوشی را در ادامه می‌بینید.

موضوع دیگری که به عنوان چالش عکاسی با گلکسی M11 از آن یاد کردیم، به زوم مربوط می‌شود. سنسور کوچک و رزولوشن پایین این گوشی به محض زوم کردن، به شدت از جزئیات تصویر کاسته و خروجی تار و بی‌کیفیتی به شما می‌دهد. با این‌که حداکثر زوم دیجیتالی سنسور اصلی این گوشی ۸ برابر است ولی پیشنهاد می‌کنیم تا جای ممکن به سوژه نزدیک شوید، یا عکس را در حالت عادی ثبت کرده و سپس روی گوشی یا کامپیوتر آن را کراپ کنید.

تصاویر پرتره دوربین اصلی قابل قبول هستند. جزئیات صورت از دست نرفته و نرم‌افزار هم علاقه‌ای به عروسکی کردن چهره ندارد. البته این جا هم با آسمان سفید طرف هستیم که تصویری فاقد رنج دینامیکی را به شما تحویل می‌دهد. از طرفی اگر حالت پرتره یا «Live Focus» را فعال کرده و سپس اقدام به عکاسی کنید، تا حدودی به افکت بوکه دست پیدا خواهید کرد. حاشیه اطراف صورت و به خصوص مو‌ها، به درستی از پس‌زمینه جدا نشده و با بالا بردن شدت بوکه، بخش‌های بیشتری از پس‌زمینه از دست می‌روند. پیشنهاد می‌کنیم اگر می‌خواهید عکاسی پرتره کنید، سوژه خود را پشت به نور قرار ندهید.

سنسور اولترا واید ۵ مگاپیکسلی سامسونگ گلکسی M11 هم از برخی از مشکلات دوربین اصلی رنج می‌برد. تصاویر ثبت شده با این سنسور جزئیات بالایی ندارند، ولی رنگ‌ها درست ثبت می‌شوند، ولو با کمی اغراق. البته جزئیات در گوشه‌های تصویر به شدت کاهش پیدا کرده و مثلاً چمن‌ها و برگ درخت‌ها، آبرنگی ثبت می‌شوند. همانند دوربین اصلی، این جا هم پیشنهاد می‌شود که همواره قابلیت «Auto HDR» را روشن نگه دارید.

دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی گلکسی M11 بیشتر در نورسنجی مشکل دارد و اگر منبع نوری شدیدی در تصویر داشته باشید، بخش اعظمی از تصویرتان سفید و بدون جزئیات ثبت می‌شوند. نرم‌افزار گوشی در تشخیص سوژه مشکل خاصی نداشته ولی بهتر است خودتان سوژه را به صورت دستی انتخاب کنید. قابلیت Live Focus در دوربین سلفی هم فعال است، ولی با افزایش شدت بوکه، بخش بیشتری از پس‌زمینه عکس از دست می‌رود.

عکاسی در شب با سامسونگ گلکسی M11 هم یکی دیگر از چالش‌ها به شمار می‌رود، زیرا این گوشی به حالت عکاسی در شب مجهز نیست و در عین حال هوش مصنوعی هم برای کمک به پردازش تصاویر وجود ندارد. در نتیجه هر مقدار نوری که بتواند راه خودش را به سنسور کوچک این گوشی باز کند، مستقیماً «پردازش» شده و به تصویر نهایی راه می‌یابد. تصاویر عموماً فاقد جزئیات  و بی رنگ و لعاب بوده و نویز تصویر نیز بسیار بالاست.

دوربین اولترا واید هم علاوه بر مشکلات فوق، رزولوشن، گشودگی دریچه دیافراگم و سطح سنسور کمتری داشته و در نتیجه با چالشی به مراتب سخت‌تر روبرو خواهید شد. در رابطه با سلفی هم تمامی شرایط بالا صدق می‌کند. تصاویر فاقد جزئیات هستند و همه چیز مات و پر از نویز ثبت می‌شود. گلکسی M11 در تشخیص سوژه به مشکل برخورده و نورسنجی درستی صورت نمی‌گیرد. در نتیجه تصویر تاریک، بدون رنگ و جزئیات است. در ادامه می‌توانید تصاویر ثبت شده با گلکسی M11 در شب را مشاهده کنید.

از آن جایی که سنسورهای این گوشی لرزشگیر اپتیکال و دیجیتال نداشته و خبری هم از تکنولوژی «Super Steady» نیست، فیلم‌ها لرزش زیادی دارند. رنگ‌ها همچنان اغراق شده ثبت می‌شوند و جزئیات و گستره دینامیکی هم در ویدیو ۱۰۸۰p با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه چندان بالا نیستند. البته این مورد آخر قابل حدس بود، چرا که در صورت فیلم‌برداری، امکان استفاده از «Auto HDR» وجود ندارد.

باتری

سامسونگ گلکسی M11

اکنون به مهم‌ترین دلیل خرید این گوشی می‌رسیم. سامسونگ گلکسی M11 از یک باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی بهره می‌برد که می‌توانید آن را با شارژر ۱۵ واتی درون جعبه به‌سرعت شارژ کنید. خوشبختانه سامسونگ از پورت USB-C استفاده کرده است که با تمامی شارژرها سازگاری دارد.

برای خالی کردن باتری این گوشی به زمان و تلاش زیادی نیاز دارید و حتی اگر بخواهید هم نمی‌توانید آن را در یک روز خالی کنید. برای تست باتری، از اپ پی‌سی مارک استفاده کردیم که چند عملیات سنگین را به‌شکل مداوم انجام می‌دهد تا باتری گوشی تخلیه شود. سامسونگ گلکسی M11 با سربلندی از این تست بیرون آمده و با روشنایی ۵۰ درصدی نمایشگر و وای فای روشن،‌ پس از ۱۵ ساعت و ۲۲ دقیقه باتری آن به صورت کامل به اتمام رسید.

سامسونگ گلکسی M11

در نتیجه به سادگی می‌توان روی دو روز استفاده معمول از این گوشی حساب کرد. برای مثال چند دست بازی «Call of Duty Mobile» که بالای یک ساعت طول کشید تنها ۱۲ درصد از باتری گوشی را مصرف کرد. مصرف باتری گلکسی M11 در حالت استندبای هم مثال‌زدنی است. درصد باتری این گوشی در پایان روز چهارشنبه روی عدد ۱۰۰ ایستاده بود و تا روز یک‌شنبه هفته بعد، تنها به ۹۰ درصد کاهش پیدا کرد. البته شارژ شدن این باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی هم به زمان زیادی نیاز دارد و در تست‌های ما ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه طول کشید.

جمع‌بندی

سامسونگ گلکسی M11

سامسونگ با افزودن ویژگی‌های کاربردی به سری گلکسی M می‌خواهد فاصله بین این سری و خانواده گلکسی A را کاهش دهد، اما به‌نظر می‌رسد برای دست‌یابی به این هدف به تلاش بیشتری نیاز دارد. گلکسی M11 همچنان یک گوشی اقتصادی برای تجربه پایه اندروید به‌شمار می‌رود. دوربین سه‌گانه این گوشی در عمل چندان کارآمد نیست و نباید انتظار زیادی از آن داشته باشید. تعبیه حفره دوربین سلفی داخل نمایشگر هم چندان معقول نیست چون حاشیه‌های اطراف صفحه همچنان به‌قوت خود باقی هستند.

از این‌ها که بگذریم، گلکسی M11 یک گوشی با کیفیت ساخت قابل قبول و سخت‌افزار مناسب برای استفاده روزمره محسوب می‌شود. نمایشگر گوشی مثال‌زدنی نیست اما کار شما را راه می‌اندازد. از همه مهم‌تر باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی این گوشی به‌راحتی تا دو روز دوام می‌آورد و به لطف فناوری شارژ سریع، به‌سرعت دوباره پر می‌شود. اگرچه این گوشی برای تجربه گیمینگ حرفه‌ای ساخته نشده اما در اجرای بازی‌های روز مثل آسفالت ۹ و کال آو دوتی موبایل، فراتر از انتظار ما عمل کرد. بنابراین می‌توانید زمانی را هم در روز به بازی کردن اختصاص دهید، بدون این‌که نگران خالی شدن باتری گوشی باشید.

در مجموع گلکسی M11 یکی از ارزان‌ترین کهکشانی‌های سامسونگ در بازار است که به نسبت قیمت ۳.۵ میلیون تومانی، امکانات مناسبی را در اختیار شما قرار می‌دهد. با کمی جستجو بین برندهای رقیب می‌توانید گزینه‌های ارزشمندتری را بیابید، هرچند احتمالاً باتری گوشی‌های رقیب خیلی زودتر از گلکسی M11 تخلیه می‌شوند.